بحث با یک تندروی راست
تا به حال به این فکر کردی چطور با یک شخص سرسخت تندرو بحث کنی؟
مشخصات :
– نسخه ی برانداز پهلوی گرای باور به ترامپ ناجی است و حق داریم آتش بزنیم و بکشیم
– کسی که به خاطر مخالفت با جمهوری اسلامی کارش به همکاری ناخودآگاه با دشمن رسیده
– دائما فحش میدهد
– اطلاعات تاریخی ضعیفی دارد
خیلی ساده است.
بدون دعوا و بدون بی نتیجه بودن،کافی است از دریچه چشم او به مسائل نگاه کنی
قدم اول : به هیچ عنوان عصبانی نشو و داد هم نزن
در تمام طول بحث به هیچ عنوان عصبانی نشو و داد هم نزن. در تمام طول بحث باید با لحن آرام صحبت کنی. مودبانه وموجه. حتی اگر پت و پلا ترین صحبت ها را شنیدی از کوره در نرو
باید از قبل سوالات و استدلال هایشان که بسیار تکراری ومشخص است را پیش بینی کرده باشی و برای آن ها پاسخ های قدرتمند داشته باشی
این باعث میشود طرف از کوره در برود و داد بزند و صحبت های بی ربط کند. از نگاه بقیه تو در این زمان دیگر برنده بحثی و با شخصیت و منطقی هستی. یادمان نرود که در بسیاری از مواقع ما بحث میکنیم که در نظر سایرین خاکستری برنده باشیم.
چون شخص تندرو حتی اگر حرف های متقاعد کننده شما را هم بشنود، چون هدفش قانع نشدن و برنده شدن به هر قیمتی است ممکن است آخر سر بگوید تو هرچه میخواهی بگو من ایناااا را قبول ندارم.
پس خیلی ناراحت نباشید اگر بتوانید فضا را 70،30 به نفع خود تغییر دهید (البته با استدلال مودبانه نه با اصرار و فریاد) شما برنده شده اید.
قدم دوم : به خودت یادآور شو که جمهوری اسلامی یک قسمت اقتصادی لج درآر دارد که حرص هوادارانش را هم در می آورد
بدان که واقعا جمهوری اسلامی یک قسمت اقتصادی فاسد و لج درآر دارد. که حرص حتی هوادارانش را در می آورد. پس باید درک کنیم:
همه نمیتوانند و یا علاقه و یا استعداد درک بالا و تحلیل پیچیده ندارند. بسیار برایشان سخت است از قالب متداولشان دربیایند و در جایگاه بی طرف بایستند. مطالعه عمیق تاریخی انجام دهند ، سیاست و اقتصاد بشنوند و با دقت ببینند اصلا حرف طرف مقابل چیست و چه باید کرد.
هیچ تصوری از ساختار جمهوری اسلامی ندارند. آنها جمهوری اسلامی را یک گونی سیب زمینی میبینند که سرتاپایش یک مدل است. دیکتاتوری صرف است. خامنه ای تمام تصمیمات را میگیرد.تمام انتخابات نمایشی است. هیچ خاصیتی نداشته و ندارد. اصلا قابل اصلاح نیست.
قدم سوم : درک ساختار ذهنی و نحوه تحلیل مسائل از دید راست افراطی
اینکه چرا اینگونه فکر میکنند بخاطر این است که این مدل ذهنی وقتی دچار مشکل میشود به دنبال ساده سازی مسائل است. از اینکه بخواهد خودش را وارد چالش و پیچیدگی کند و معیار های مختلف را در نظر بگیرد و اطلاعات و تحلیل ها را با دنیای واقعی صحت سنجی کند به صورت ناخودآگاه دوری میکند.
او مسئله را ساده میکند، اطلاعاتی که او را به چالش میکشند و نتیجه ای که میخواهد بگیرد را مختل میکند و زیر سوال میبرد را ناخودآگاه نادیده میگیرد.
حتی اطلاعات ساختگی و تحریف شده را بدون راستی آزمایی و اثبات به طور قطعی در نظر میگیرد و این هم ناخودآگاه است .
همه ی این فرآیند ذهنی در او به صورت ناخودآگاه شکل میگیرد تا از او در مقابل تحلیل های پیچیده و چالش برانگیز که او را گیج میکند محافظت کند.

بگذارید فرآیند را با دقت شبیه سازی کنیم:
مجید مهندس است. او همیشه نمرات خوبی داشته. استخدام یک شرکت با حقوق متوسط است و ازدواج کرده است. هیچوقت علاقه مند دائمی به مطالعه نبوده است و تقریبا بعد از دبیرستان در مورد تاریخ و سیاست و اقتصاد کتابی نخوانده است. اما اخبار روزانه را کم و بیش پیگیری میکند.
محل پیگیری اخبار روزانه او پیج های اینستاگرام است. اگر بخواهد تلویزیون ببیند ایران اینترنشنال و بی بی سی و من و تو را دنبال میکند.چون از نظر او صدا و سیما کسل کننده است و دائما دروغ میگوید.
او معمولا غر میزند و هیچ نکته مثبتی در ایران نمیبیند. حسرت خارج نشینان اینستاگرامی را میخورد و دوست دارد مهاجرت کند اما همیشه فقط در حرف باقی میماند.
دلار گران میشود و خبر آن همه جا پخش میشود. تورم با دلار زیاد میشود.
مجید هیچ گاه نمیپرسد که تورم یعنی چه و چرا به وجود می آید؟ آیا میتوانم ریشه اش را بشناسم و مشکل را برطرف کنم؟ آیا اگر تلاش کنم ممکن است صدایم شنیده شود و قضیه حل شود؟
اصلا علت افت ارزش پول چیست؟ و کلا ارزش پول چیست که اگر افت کند بد است؟
او ساختار جمهوری اسلامی را از روی بی بی سی و اینترنشنال و من و تو شناخته است:
- جمهوری اسلامی دیکتاتور است و انتخابات فرمایشی است
- خامنه ای چون در ولایت فقیه است و ولایت فقیه مادام العمر است پس دیکتاتور او است
- با رای ندادن مخالفت خود را ابراز میکنم ، چون رای بدهم فایده ندارد
- اگر مخالفتم را ابراز کنم و مطالبه کنم، قطعا مرا دستگیر میکنند و میکشند
با همین باور ها کل مسئله تورم در ذهن مجید ساده سازی میشود:
– چون تورم هست ، جمهوری اسلامی باید برود
– خطر تجزیه و دشمن خارجی را ندیده میگیرد
– به خاطر نداشتن سواد رسانه ای و سیاسی بازیچه ی کمپین های دشمن و طرح های خائنانه میشود
– چون نمی دانندچطور مخالفت خود را ابراز کنند شروع به همراهی با هرچیز غلطی که لجبازی با حکومت محسوب شود میکنند.
– بازیچه دوقطبی های ساختگی که حکومت طرف مقابلش باشد میشوند.
– همه چیز را سیاه نمایی میکنند و سیاه نمایی را به شدت دوست دارند و کل دستاورد ها و چیزهایی که میبینند را ندیده میگیرند و یا ساخته کشورهای دیگر میدانند.
– وارد کمپین های رویاسازی از گذشته میشوند و بسیار غیر واقعی از دوران گذشته (مثلا پهلوی) و یا آینده رویا سازی و توهم پردازی میکنند و آن تصویر غیر واقعی ایده آل را با الان مقایسه میکنند.
قدم چهارم : همدلی و بحث منطقی و مودبانه
اصلا مقابلش قرار نگیر، لکه در کنارش باش. مشکلات ما یکی است و فقط نحوه نگرش ما به موضوع و راه حل هایمان تفاوت دارد.
باید خیلی صریح از صحبت هایش سند و مدرک واقعی بخواهی
باید خودت هم همیشه باسند و مدرک صحبت کنی
به هیچ عنوان مشکلات واقعی را انکار نکن و اتفاقا در موردش حرف بزن
یک توضیح کوتاه از نحوه انقلاب، و ساختار فعلی جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه دیکتاتوری محض نیست و قابل اصلاح است به او بده
حالا با او همدلی کن و تاکید کن از نظر تو مشکلات با براندازی و اغتشاش و کمک خارجی حل نمیشود و خطراتی همچون تجزیه و جنگ داخلی را به او توضیح بده
قدم پنجم : نشان دادن راه حل خودت
در قدم آخر راه حل خودت را بده :
1- درک ساختار
2-درک ریشه مشکلات
3-طراحی نحوه مطالبه
4- ایجاد کمپین های اعتراض مسالمت آمیز فراگیر با درگیر کردن رسانه ها
احتمالا او بعد صحبت های شما اصرار دارد که نمیشود و اگر مخالفت کنم مرا دستگیر و میکشند.
جواب اینگونه است که کلی مختالفان و منتقدینی بوده اند که کشته نشده اند و همینالان افراد زیادی در داخل کشور داریم که در اینستاگرام ابراز مخالفت میکنند و صحبت های حتی بی پایه میکنند و باز هم دستگیر نمیشوند.
نسرین ستوده، نرگس محمدی، ترانه علیدوستی
بعضا افرادی هم که دستگیر شده یا اعدام شده اند یا پرونده قتل و شاکی خصوصی داشته اند یا همکاری با دشمن.
اگر کسی با اسم انتقاد بخواهد خطرات امنیتی ایجاد کند و خرابکاری کند به کلانتری حمله کند ، دست به اسلحه ببرد. هرحکومتی برای ایجاد نظم جلویش را محکم خواهد گرفت.
ما قرار است رو به جلو برویم. اگر قرار است با نام اصلاح کردن به خطراتی بدتر نظیر ناامنی، تجزیه، استعمار،جنگ داخلی و تحت سلطه قرار بگیریم به عقب رفته سقوطی بدتر از الان اتفاق می افتد.
وجود مشکلات در کشور به ما مجوز همکاری با دشمن و خیانت ، فرار کردن، دروغگویی و شایعات بدون سند و همراهی با هرچیز غلطی که کورکورانه باشد را نمیدهد.
