فراتر از نبوغ سیاسی صرف : بررسی ذهن آیت الله خامنه ای - آموزشی و تحلیلی دژواک

وبلاگ

فراتر از نبوغ سیاسی صرف : بررسی ذهن آیت الله خامنه ای

khameneiee-4
دسته‌بندی نشده

فراتر از نبوغ سیاسی صرف : بررسی ذهن آیت الله خامنه ای

یکبار علیز لندنی در صحبت هایش حرف عجیب و خنده داری زد که از نظر من درست بود. او گفت که آقای خامنه ای داشت با ظریف وروحانی جلوی آمریکا میجنگید. 

راست میگفت. چطور زیر تحریم و فشار عجیب رسانه باشی . دولتی که یعنی مردم انتخابش کردند چنان تو زرد و خائن از کار دربیاید و با تمام قوا کارهایی بکند که آبرو برای حکومتت نگذارد و رسما به غرب که دشمن راستین کشور است کمک بدهد. با تمام وجود و تمام رسانه هایش در کشور دو دستگی درست کند. با گران کردن بنزین عمدا لج مردم را در بیاورد و یک اعتراضات سهمگین درست کند. با پوزخند نفرت انگیز صبح جمعه اش.

یک سند 2030 هم از گلوبالیست های انگلیسی گرفته دستش و میخواهد تمام آموزش و فرهنگ کشور را یک تنه نابود و منحرف کند.

هیچ کار مفیدی انجام نمیدهد و تمام صنعت و سازندگی را فلج میکند. کارخانه ها را به تعطیلی میکشاند. وزیر مسکن و وزیر نفت اش هم که سرآمد دزدی یا به قول مجری صدا سیما اسم باکلاسش تحصیل مال نامشروع بوده اند. وزیر مسکنش به این افتخار میکند که در دوران وزارتش یک خانه نساخته است.

و این رئیس جمهور عمدا در شبی که توسط سپاه به خاطر احتمال جنگ آسمان کلییر اعلام شد به سازمان هواپیمایی کشور اجازه پرواز داد تا هواپیما موشک بخورد و همه چیز گردن سپاه خراب شود و سپاه بدنام شود.

وزیر خارجه اش رسما در عمل نیروی انگلیس است و 11 تن اورانیوم را نقدی تحویل میدهد و یک کاغذ پاره بدرد نخور برایت می آورد. با اینکه تو میدانی این قرارداد هیچ ارزشی ندارد و میتوانی به راحتی جلویش را بگیری. اما میگذاری مردم تجربه کنند، شکست بخورند و خودشان بفهمند. چون اگر تو آخر راه را بهشان بگویی میگویند این دیکتاتور است و نمیخواهد بگذارد ما با غرب ارتباط برقرار کنیم. لابد منافعی دارد.

اگر دستور بدهی برکنارش کنی، فردا صبح با رسانه هایشان تو را دیکتاتور و خودرای جلوه میدهند. که به رای مردم احترام نگذاشتی. اگر با استعفایش موافقت کنی طوری سرو صدا میکنند که دوباره همه چیز را گردن تو بیندازند. که نگذاشت کار کنیم، ما هم استعفا دادیم.

اینکه چطور رهبری کنی که در دوران این بی همه چیز ها کشور از هم نپاشد فقط کار یک نابغه رهبری است.

راز اول : برای سیاستمدار شدن باید چندبار قبلا زندگی کرده باشی

او بسیار کتاب میخواند. از ادبیات کشورها تا تاریخ و اقتصاد و سیاستو فلسفه. انگار چندبار زندگی کرده. وقتی در مورد دشمنی غرب و آمریکا میگفت بسیاری از ما نمیفهمیدیم منظورش دقیقا چیست. اما او انگار این مسیر را چند بار رفته بود. او تحلیلگر بسیار خوبی است. استاد علوم انسانی است. علوم انسانی بسیار مهم است. علم شناهت انسان. وقتی ما میخواستیم انتخاب رشته کنیم اینطور در ذهن ما کرده بودند که افراد باهوش و شاگرد اول پزشک و مهندس میشود. و علوم انسانی اهمیتی ندارد و رشته بیخودی است. الان میفهمم علوم انسانی چقدر مهم است.

راز دوم: اگر تند بروی، قطعا زمین میخوری

او بسیار معتدل است در عین حال که بسیار به دین اسلام شیعه معتقد است اما اصلا تندروی ندارد و نمیگذارد هیچ گروه تندرویی به تنهایی در جامعه حاکم بشود.

فهم کاملا دقیقی از مفاهیم اسلام و وطن دارد. حتی میداند مرز تندروی چیست. یعنی از کجا به بعد میشود تندروی.

قبل و در زمان انقلاب بسیار کتابخوان بود و پیپ میکشید و آخوند روشنفکر و مدرنی بود. هیچگاه از او تندروی مذهبی نمیبینید. هیچگاه به حجاب گیر نداد و مثل اکبر گنجی پونز در پیشانی دختران فرو نکرد. 

مثل خاتمی ئ موسوی  فردین و ملک مطیعی و هنرمندان را از سینما و کشور بیرون نکرد و با کار کردنشان موافق بود.

راز سوم: مقصد را بشناس، تا به بیراهه نروی

او دقیقا میداند چه میخواهد و منظورش از جامعه آرمانی مسلمین چیست. او فقط شعار نمیدهد. نقشه راه دارد. و در حیطه اختیاراتش رویاهایش را در عمل تبدیل به واقعیت میکند.

او معمار سپاه پاسداران و ارتش نوین ایرانی است. او سپاه اسلام را ساخته . سپاهی که از سر تا پا اعتقاد و باور خالصانه دارد. سپاه فقط یک ارتش کلاسیک متداول در دنیا نیست. طوری است که یک سربازش قرآن را میخواند و همان موقع با نیرویی که گرفته تبدیل به یک ابرمرد میشود. وقتی میگویم ابرمرد یعنی احساس معنی که این شخص میکند او را از نظر ذهنی باهوش میکند که بتواند تکنولوژِی توسعه دهد یا جانش را بگیرد کف دستش و سرنوشت میدان جنگ را حتی وقتی هیچ تجهیزاتی نیست عوض کند. و حتی وقتی شهید میشود دقیقا انکار اسطوره ی یک تمدن مرده است و صد ها نفر غمگین میشوند و اشک میریزند و دعا میکنند شبیه او باشند و شبیه او بمیرند.

اما سپاه و ارتش کنونی ایران یک نیروی چریکی نامنظم و صرفا اعتقادی و بی عقل مانند القاعده و داعش هم نیست. سپاه تکنولوژِی میسازد و معنی و مفهوم دارد و بازوی نظامی یک سیستم با فلسفه و معنای عمیق است.

ارتش کنونی ایران با ارتش قبل انقلاب در همین موارد تفاوت دارد. یعنی آقای خامنه ای ارتش را گرفت و اسلام ایرانی را به آن تزریق کرد.

اما القاعده و داعش در حد یک نیروی سرگردانند که افرادش مزدور و خریدنی هستند.

این قسمت نظامی است که آقای خامنه ای در موضوع نظامی ساخت.

اما در قسمت رهبری، او تمام طیف های مردم را درک کرد و کنار هم نگه داشت. و با وجود تمام تلاشهای دشمن و کم کاری های سایر قسمت های حکومت، نگذاشت گسست جدی در بین مردم اتفاق بیفتد.

راز چهارم: باور به اینکه ما کسی هستیم و تعیین کننده ایم

او عملگرا است . فقط تئوریسین نیست و او واقعا چیزی که در ذهنش است را در واقعیت با تمام موانع و خطاها اجرا میکند.

اعتماد بنفس و اعتماد به کشور، اعتماد به هویت و اینکه این را تبدیل به باور قلبی کنیم بسیار مهم است. 

قبل از او آقای خمینی این درک را داشت. وقتی میگوییم درک، یعنی چیزی فراتر از شعار و صحبت. یعنی انجامش میدهیم. یعنی ما هم کسی هستیم و نمیتوانید ما را دست کم بگیرید و نادیده بشمارید.

اینکه این را از حرف و صحبت تبدیل به عمل کنی و پیاده اش کنی بسیار اتفاق مهمی است.

خود آقای خامنه ای میگفت وقتی ما خودمان هم باور نداشتیم، امام خمینی به ما گفت میشود و میتوانید. و او به ما این فکر و باور را تزریق کرده است.

او آنقدر به چیزی که میگوید باور دارد و برایش روشن است که شجاعتش را دارد تا آخر و با تمام وجود پایش بایستد.

  • صحبت هایش آنقدر معنادار و حساب شده هست که جناح های سیاسی داخل ایران نمیتوانند از او تبری جویند و در صحبت هایش تناقص پیدا کنند. حتی مردم در قشرها و طبقات مختلف اجتماعی میتوانند صحبت هایش را درک کنند.
  • فلسفه خوانده . فلسفه یعنی علم چگونه فکر کردن. علم چگونه تجزیه تحلیل کردن. او به خوبی فلسفه خوانده و فقط نخوانده او در عمل فلسفه را پیاده میکند. او میداند امکان خطای ذهنی وجود دارد. و میداند چگونه فلسفه را در فکر کردن به کار بگیرد که کمترین میزان خطا در فکر کردن را داشته باشد.

راز پنجم: توانایی تحلیل چند جانبه

او فقط سیاست و تاریخ و فلسفه و ادیان ایرانی را مطالعه نکرده . او این موارد را در ملت های سراسر جهان مطالعه کرده. وقتی صحبت میکند شما متوجه شناخت عمیق اون از مردم جهان میبینید. این موضوع در عمل مشهود است او هواداران زیادی در سراسر جهان دارد. انگار او رگ خواب آنها را هم بلد است و حرف هایش به دل خیلی ها نشسته است. موضوع جالب توجه اینجاست که او هیچ رسانه جریان اصلی ندارد که تبلیغش را بکند. ولی هوادارن زیادی سراسر دنیا دارد.

راز ششم: ترکیب دین و اخلاق با سیاست

همه میگویند سیاستمدارها دروغگو هستند. اما آقای خامنه ای دروغ نمیگوید. او به هر قیمتی و هر بی اخلاقی خودش را بالا نگه نمیدارد. اتفاقا چیزی که او را نگه میدارد، اخلاق گرایی اش است. او زندگی ساده ای دارد. اگر این تلاش هایش هیچوقت به خاطر پول و مقام و قدرت نبوده. برای خواست شخصی اش نبوده است. 

او اگر حتی قدرتی به دست گرفته است نگاهش این بوده که من باید به مردم خدمت کنم و راه بزرگان گذشته را ادامه دهم تا به آن جامعه آرمانی برسیم. او واقعا اینگونه به زندگی نگاه میکند.

او حتی در سخت ترین شرایط از اصول دینی و اخلاقی اش اصلا کوتاه نمی آید.

شما چند سیاستمدار را میشناسید که در سخنرانی سیاسی با مردم درس اخلاق بدهد؟

ایرانی ها با گرسنگی و کمبود مادی کنار می آیند، اما نمیتوانند بی حیایی و فساد اخلاقی را تحمل کنند.

شناخت بسیار دقیقی از لایه های اجتماعی مردم ایران دارد. قلق مردم ایران کاملا دستش است. این فقط از کسی برمی آید که تاریخ و آن چه به مردم و نسل هایشان گذشته را به خوبی میداند و جامعه شناسی مردم ایران را به خوبی میداند.

راز هفتم: او سیاستمدار باهوشی است، به قول خودش بنظر میرسد هیچکاری نمیکند، اما همه کار میکند

شاید برایتان سوال باشد این یعنی چه؟

یا گاهی از دستش عصبانی شده باشید که چرا مشکلات اقتصادی را حل نمیکند و افراد فاسد را خیلی واضح مجازات نمیکند؟

او سیاستمدار بسیار باهوشی است و همین نحوه تصمیم گیری اش است که باعث میشود کل غرب با تمام مهره هایشان جلویش کاملا و همیشه شکست بخورند. او خیلی صبور است. اصلا برای حرکتی عجله نمیکند. او هیچوقت نمیگذارد حدس بزنید حرکت بعدیش چیست.

فکر میکنید او نفهمیده است. اما او خیلی زودتر از شما فهمیده و راه حلش را پیدا کرده است. اما مهم زمان و نحوه اجرا است. اگر میبینید او اقدام نکرده، لابد وقتش نرسیده و چیزهایی هست که شما در نظر نگرفته اید و او میداند.

لازم است او را بفهمیم و از او به ارث ببریم، او ثروت با ارزشی در خود دارد

خلاصه که من آقای خامنه ای را یک مقام سیاسی صرف و یک آدم فقط سیاسی نمیبینم. از نظر من او یک حکیم است و یک شخص با دانش عمیق در ابعاد مختلف علوم انسانی است. او در زمان تجزیه و تحلیل اصلا تک بعدی فکر نمیکند.

او تمام اطلاعات فلسفی و تاریخی و سیاسی را با هم ترکیب میکند و بعد راه حل خود را ارائه میدهد. او استاندارد های تجزیه و تحلیل سیاسی را بالا برده است.

در بسیار مواقع طرفدارانش نمیدانند چرا چیزی گفت و تحلیلی کرد که اصلا انتظارش را نداشتند و در حالی که فکر میکردند او خطا کرده در نهایت تحلیل او درست از آب درآمده است.

تمام افرادی که در سطح جامعه خود را هوادار او معرفی میکنند هم حقیقتا ذهن او را درک نمیکنند. آنها فقط قسمت های راحت صحبتش را متوجه شده اند. و عجیب است او چطور میتواند با این ذهن قوی طوری صحبت کند که از کم سواد ترین سطح جامعه تا بالاترین سطح صحبت های او را درک میکنند.

من خودم فکر میکنم 30 درصد او را درک کرده ام.

این شخص ارزشش را دارد که وقت بگذاریم و او را مطالعه کنیم و شخصیتش و نوغ نگاه و نحوه  تحلیلش از مسائل را بفهمیم. 

بعد از آن شاید بفهمیم او کیست و چه میگوید. 

از قبل انقلاب تا الان، هیچ رفتار عجیب و متناقصی که در زمان های مخلتف دوگانه باشد از او نمیبینید.

دیدگاه خود را اینجا بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *